تبليغاتX
mehrdade sadeghi(مهرداد صادقی)
ديشب گفتگوي دکتر خجسته را در برنامه "دو قدم مانده به صبح" ديدم و خيلي خوشحال شدم. اصولا ما راديويي ها، خيلي زود و بسيار ساده خوشحال مي شيم! مگه بده ؟!!!!!!!!!!!!

قبلا درباره تأسيس راديو نمايش چيزهايي از همکاران شنيده بودم و ديشب صحت اين اطلاعات را از زبان آقاي خجسته شنيدم. بنده از همين الان به دست اندرکاران و نيز مخاطبان اين شبکه تبريک مي گم. من هم اصولا با تأسيس شبکه هاي تخصصي موافقم و اعتقاد دارم اگر مي گوييم راديو رسانه فردا منظورمان راديويي با رويکرد /سياستگذاري /و هدف گذاري جديد است نه همان راديوي شصت سال پيش که به مردم آموزش مي داد/ آنها را مي خنداند/براي آنها اطلاع رساني مي کرد/آنها را سرگرم مي کرد/ و همیشه همدم و مونس آنها بود.

راديو پيش از اين همه چيز را يک جا به مخاطبي که دستش از هر رسانه ديگر کوتاه بود هدیه مي کرد. اما اکنون نه زمانه، زمانه گذشته است / نه زندگي آدمها، مثل سابق  و نه مخاطب، مخاطب سالها پيش!پس لزوم تغيير سياستگذاري و هدف گذاري راديو امروز بيش از هر زماني خود را نشان مي دهد و توجه به مخاطب امروز و احترام به سليقه و نيازهايش از هر واجبي، واجب تر.

اما سوال من از آقاي خجسته اين است: در حال حاضر که راديو به شدت از کمبود نيروي متخصص /کارآمد و حرفه اي رنج مي برد و بيشترين ضربه را نيز از همين کمبود مي خورد بهتر نيست به جاي تأسيس شبکه هاي تازه که بايست توسط همين افراد اداره شود به فکر جذب، تربيت و آموزش حرفه اي( نه اين آموزش قالبي که از نتيجه اش آگاهيم) و به کارگيري نيروهايي باشيم که تضمين کننده آينده راديو خواهند بود و به واسطه آنها مي توان رويکرد جديدي براي رادیو ترسيم کرد؟ کاش به اين مسئله بيشتر فکر مي کرديم که تأسيس شبکه هاي جديد راديويي کار چندان سختي نيست و بهتر است با کندتر کردن شيب تأسيس شبکه هاي جديد کمي بيشتر به تربيت نسل آينده راديو/بالاتر بردن کيفيت برنامه هاي فعلي / و جلوگيري از سلب اعتماد مخاطب فکر مي کرديم...........................

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 17:36 توسط مهرداد صادقي |

ديروز در برنامه عصر روز هفتم  و در بخش کي؟ کجا؟ چه خبر؟ با رضا ناجي برنده جايزه خرس نقره اي جشنواره فيلم برلين گفتگو کرديم.او مثل تمام کاراکترهايي که نقشش را بازي کرده بود ساده صميمي و دوست داشتني بود.به قدري ساده که وقتي از او سوال شد آخرين بار کي امضا دادي گفت :همين امروز ظهر تو خيابان داشتم ميرفتم خيلي هم عجله داشتم يک نفر جلويم را گرفت و امضا خواست من هم امضا کردم  اما او را نشناختم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

او ساکن شهر تبريز است و خود را خاک پاي مردم ايران و همه هنرمندان اين آب و خاک ميداند.او گفت جايزه اش را به سينماي ايران هديه ميکند.وقتي از او سوال شد خرس نقره اي برايت مهمتر است يا سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر گفت : من در آلمان قبل از اينکه براي دريافت جايزه به روي سن بروم جايزه اصلي ام را با تشويقهاي بي امان حاضران در سالن از مردم آلمان گرفتم و در ايران هم تمام کساني که آواز گنجشکها را ديده بودند بازي ام را تحسين کردند و اين براي من از هر جايزه اي مهمتراست .......................................................................................

در طول برنامه و حين گفتگو با رضا ناجي ناخودآگاه ياد حرکت غير قابل تصور بهرام رادان افتادم که هنگام دريافت سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر در حضور بزرگان سينماي ايران آنرا محکم روي زمين کوبيد و دست به کمر مقابل ميکروفن‌قرارگرفت  .................................................................................

راستي شما مي دونيد نابازيگر به چه کسي ميگند؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 19:27 توسط مهرداد صادقي |