درسته ما به مناسبتی شدن عادت کردیم ولی برای تو دیگه چرا؟مگه تو هم مناسبتی بودی ؟
اولین انتقاد به خودمه چون بعد از یکسال دوباره امروز تو برنامه سلام ایران از رادیو ایران اینجوری یادت کردیم:
سلام گلی که باغبون روزگار یه جوری از شاخه چیدت که حالا ناچاری به چرخهای ویلچرت تکیه کنی ..بدون راهی هموار ...
خیلی حرفه ها !مگه چی از جون عزیزتره که بخوای تو دلچسب ترین کاغذهای کادو بپیچیش و با یه تبسم نثار اونایی کنی که بی دغدغه خاک و مرز و وطن و دشمن نشستند پای روزمرگی هاشون .
حالا که موندی نگاه کن !میبینی !دریغ از یه سطح شیب دار / دریغ از یه دست یاری /دریغ از روی گشاده
حتی دریغ از یک سلام.
حالا که موندی نگاه کن ولی نه به قدم های اسیر نامردمی ها بلکه به این همه دل های دریایی .چطور این همه غفلت زمونه سینه ات رو تنگ نمیکنه ؟چطور این پای ناهمراه / این سطح های ناهموار به ایمانت رسوخ نکرده؟