تبليغاتX
mehrdade sadeghi(مهرداد صادقی)
این بار هم با دستهای خالی باهاش وداع کردم.به امید رمضان 87 و یه فرصت دیگه .التماس دعا و عید بازگشت به فطرت ازلی بر همگان مبارک.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 11:40 توسط مهرداد صادقي |

باز هفته دفاع مقدس شد و دوباره خیلیها یادشان افتاد از تو / با تو / برای تو و یا در باره تو حرف بزنند.

درسته ما به مناسبتی شدن عادت کردیم ولی برای تو دیگه چرا؟مگه تو هم مناسبتی بودی ؟

اولین انتقاد به خودمه چون بعد از یکسال دوباره امروز تو برنامه سلام ایران از رادیو ایران اینجوری یادت کردیم:

سلام گلی که باغبون روزگار یه جوری از شاخه چیدت که حالا ناچاری به چرخهای ویلچرت تکیه کنی ..بدون راهی هموار ...

خیلی حرفه ها !مگه چی از جون عزیزتره که بخوای تو دلچسب ترین کاغذهای کادو بپیچیش و با یه تبسم نثار اونایی کنی که بی دغدغه خاک و مرز و وطن و دشمن نشستند پای روزمرگی هاشون .

حالا که موندی نگاه کن !میبینی !دریغ از یه سطح شیب دار / دریغ از یه دست یاری /دریغ از روی گشاده

حتی دریغ از یک سلام.

حالا که موندی نگاه کن ولی نه به قدم های اسیر نامردمی ها  بلکه به این همه دل های دریایی .چطور این همه غفلت زمونه سینه ات رو تنگ نمیکنه ؟چطور این پای ناهمراه / این سطح های ناهموار به ایمانت رسوخ نکرده؟

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 12:49 توسط مهرداد صادقي |